آخرین زمینلرزه های ایران و نواحی مجاور
 

 
نویسنده : ابراهیم وکیلی گندمانی
تاریخ : پنجشنبه ۱٦ خرداد ۱۳٩٢
نظرات

امام از روز اول فرمود: ما مأمور به تکلیفیم، نه به نتیجه؛ این، عین اخلاص است؛ محض اخلاص است؛ فقط براى خداست که ذره‌یى قدرت‌طلبى و جلب حطام مادى در این چنین دلى وجود ندارد. امام به تکلیف خود که مأموریت او بود عمل کرد، خدا هم نتیجه را به او داد: دنیا از صداى امام پُر شد. ما آن روزها نه بلد بودیم تبلیغات بکنیم، نه ابزارهاى تبلیغاتى در اختیار انقلاب و نظامِ نوپا بود، با این وصف، وقتى کسى به هر نقطه‌یى از دنیاى اسلام و حتّى بیرون از دنیاى اسلام قدم مى‌گذاشت، نفس امام، نام امام، یاد امام را در آن‌جا زنده مى‌دید؛ خداوند متعال این‌گونه به کلمه‌ى طیبه برکت مى‌دهد و آن را پیش مى‌برد.

امام خامنه ای - 19 دی 1384

این یادداشت↓ از پایگاه اینترنتی “اسلام ناب ” یکی از صدها وبلاگ و پایگاه حامی دکتر جلیلی نقل شده است

eslam

 

 

 

وضع کاندیداهای حاضر در رقابت به خوبی نشان داد که سعید جلیلی اسمی نیست که بتوان به راحتی ازکنارش گذاشت و رقیبی نیست که بتوان اورا ندیده گرفت چه این که کاریزمای مثال زدنی ،مظلومیت چهره ،گفتمان انقلابی،ادب ،متانت و تواضع مشخصه هایی است که قدرت جذب آراء توده را دارد هرچند که نظرسنجی های فضای مجازی نیز نشان دهنده رشد خیره کننده این پدیده است.

جلیلی آنقدر بی بدیل بود که بزرگان راست و چپ نتوانند در باره اش سکوت کنند و آقای باهنر برنده شدن و بازنده شدن دکتر سعید را خسارت خواند شاید منظورشان این بود که بهتر است ایشان انصراف دهد! و علی فریمانی(مطهری سابق) درخواست کرد:نباید بگذاریم جلیلی رئیس جمهور شود.
دکتر توکلی نیز در سایتشان مدام از گاونر و مرد کهن صحبت میکنند که رویکردشان پرواضح مشخص است. لذا هجمه بی سابقه ای علیه دکتر سعید آغاز شد تا مدام در بوق و کرنا کنند که ایشان نه برنامه دارد نه تیم دارد نه سابقه دارد نه تجربه دارد نه امکانات دارد نه سواد دارد نه تخصص دارد اصلا ایشان باید برود!
ما نه به حرف های این عزیزان کاری داریم و نه به دیگرانشان. بلکه گلایه ای با خود دکتر سعید داریم چون میدانیم ایشان حرف ما را می شنوند.
دکتر عزیز و سعید !
چرا جوانی تان را در جبهه ها هدر دادید و از همان موقع به هرطریق ممکن خود را در وزارت کشور به این وآن نشان ندادید تا فرماندار،بخشدار یا شهرداری چیزی بشوید و الان از آن سابقه در تبلیغات استفاده کنید؟
چرا مانند خیلی ها برای وجدانتان سخنسرایی نکردید که مگر مملکت فقط گوشت جلوی توپ میخواهد؟ قرار نیست این جنگ تمام شود؟ مملکت مدیر نمی خواهد؟ بعد با اعتماد به نفس از کنار اتوبوس هایی که جوانهای این مرزو بوم را به کربلا میبرد می گذشتید و با ماشین دولت به بخشداری محل کار خود رفته و مشغول خدمت ایمن می شدید؟! الان طرفدارانتان با سینه ای ستبر میگفتند دکتر جلیلی ۲۰ سال پیش بخشدار بوده بعد فرماندار بعد استاندار بعد شهردار کلانشهر ها پس حتما مدیر قابلی است.
آقای دیده بان!
نمی شد راه و رسم دیده بانی از مرزهای این خاک به خون مطهر گشته را به همرزم خود یاد می دادید و هرچه سریعتر با برگشت به پشت جبهه و وارد کردن نام خود در لیست نمایندگان مجلس سوم سابقه ای برای خود دست و پا می کردید؟ آخر مگر دفاع از ناموس،شرف،وطن و از همه اینها والاتر پرچم بلند اسلام سابقه به حساب می آید؟
آقای بسیجی!
لااقل قیافه ات را کمی امروزی تر میکردی ،پیراهنت را روی شلوار نمی انداختی ، هنگام راه رفتن سر به زیر نباش، این رفتارها سالهاست که دیگر دراین شهر خاکستری فراموش شده است. مگر رای نمیخواهی؟مگرطرفدار نمیخواهی؟ دراین وانفسای بدو بیراه گفتن به دولت و یقه گیری نامزدها از یکدیگر تو هم کمی آش را خوش نمک کن اشکالی ندارد. برای رسیدن به قدرت و خدمت به مردم کمی هم گناه صغیره بلا اشکال است!
آقای دبیر!
آقای شهردار میگوید سوء مدیریت و سوء تدبیر در شورای امنیت را حل میکند. باز هم ساکتی و جوابشان را باید پدر شهید احمدی روشن بدهد؟
چرا سوال نمی کنی که آقای شهردار چه سابقه ای در روابط بین الملل دارد، از سیاست خارجی اسلامی چه میداند لاقل پایان نامه دکترایت را به رخش بکش!
چرا نمی آیی همه افتخارات هسته ای سالهای اخیر را به نام خود بزنی و جایگاه کنونی ایران اسلامی را نتیجه ایستادگی خود بر اصول بدانی و کمی هم از کم کاری های دبیر اسبق گلایه کنی این کارها جواب میدهد ها!
می گویند تنها سابقه درخشانت دست ندادن با اشتون بوده است! لااقل یک بار با اشتون دست بده که همین یک سابقه را هم برایت مرحمت نکنند و به خود زحمت ندهند!

آقای دیپلمات!
آقای دیپلمات کهن می فرمایند وزاری خارجه کشورهای اروپایی برای صحبت با او با هم کشتی می گرفتند! خب تو هم بگو زمانی که مذاکرات قرارداد الجزایر،افتضاح مک فارلین،قطعنامه ۵۹۸ ، ربوده شدن امام موسی صدر و ربایش دیپلمات های ایرانی در لبنان انجام می شد من هیچ سمت و سابقه ای در وزارت خارجه نداشتم! و داشتم قمقمه ام را برای عملیات آب میکردم!
آقای صادق!
وقتی شایعه میکنند که حافظ قرآن هستی و پای مصنوعی ات را روی میز مذاکره گذاشتی و جلسه را ترک کرده ای چرا فورا این شایعات را تکذیب میکنی؟ لااقل چیزی نگو سکوت مصلحتی کن! چرا نمی خواهی در نظرسنجی ها بالا و بالاتر بروی؟
آقای گفتمان انقلاب!
آقای گفتمان اقتصاد شما را متهم میکند که گفتمان ایستادگی تان گفتمان ایستایی است چرا به این فرمانده سابقتان نمی گوئید که: آقای دکترسردار،اگر گفتمان ما ایستایی بود شما نمی توانستید امروز فتح خرمشهر و فاو را دست مایه افتخارات مدیریتی خود کنید. اگر گفتمان ما ایستایی بود اکنون خرمشهر ما “محمره” بود!
آقای نامزد ریاست جمهوری!
میگوئید من موظف به احیای گفتمان انقلاب هستم فارغ از این که نتیجه رقابت چه باشد! عزیز من چرا مثل بقیه نمی گویی باید هرطور شده رئیس جمهور شوم؟ اگر رئیس جمهور شوم ظرف دو هفته همه چیز را حل میکنم؟ چرا وعده نمی دهدی؟ چرا شعار نمی دهی؟ چرا مچ این و آن را نمی گیری؟ دوربین ها به سراغت می آیند و عطش گرفتن یک شات انتخاباتی از تو را دارند و به جای لبخند های تصنعی و انرژی نشان دادن های الکی سرت را پائین می اندازی و می روی؟ اه، سرم را باید از دست تو به دیوار بکوبم!
آقای جانباز!
اگر دوپای شما سالم بود حتما در مسابقه دو صدمترحتی با نا داوری علی فریمانی پیروز میدان می شدید .کاش کمی مراقب خود بودید
مثلا به شیوه حاجی گرینف اخراجی ها در جبهه خدمت میکردید تا پایتان سالم بماند. و امروز بتوانید بیشتر خدمت کنید!
آقای رزمنده!
دیگر جوانان این مرز وبوم نمی گذاشتند حرف امام روی زمین بماند، پس چرا شما سالها از عمر خود را در جبهه ها تلف کردید اگر بارتکلیف را روی دوش بقیه انداخته و با استفاه از بورس وزارت علوم مدرک دکترای خود را از دانشگاههای انگلستان گرفته بودید اکنون انبوهی از سابقه و مدیریت و صندلی های شیک پشتوانه شما بود و دهانها بسته می شد.
آقای دلاور!
می دانیم که یک روز همجواری با فرشتگان زمینی کربلای ایران را با هیچ چیزتعویض نخواهی کرد و روز و شب در اندوه جاماندن از آن قافله بهشتی می سوزی و می گریی! میدانیم که دلت برای آن روزها خیلی تنگ شده است. می دانیم که دیده بانی حقوق ملت در شورای عالی امنیت ملی را آنچنان استوار به ثمر رساندی که شیطان از رویش امثال تو در این انقلاب است که می هراسد.
خوشا بحالت و خوشا به سعادتت آنچه گفتیم کنایه ای بود برای آنانی که یادشان رفته دیروز را و نمی بینند فردا را.

منبع : ستاد مردمی دکتر سعید جلیلی


 
 
طراح - عکاس - ساخت کلیپ - بعضی وقت ها شعر هم می گم --- لیسانس نرم افزار کامپیوتر
ابراهیم وکیلی گندمانی